پیمان صالحی

کتاب خوانی : محبوب همه و روشنایی ها

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

از امسال سعی میکنم وقت بیشتری رو برای کتاب خونی بزارم و هر چند وقت یه کتابی رو برای خوندن انتخاب کنم و دربارش توی وبلاگم بنویسم و از اونجایی که کتاب خون حرفه ای نیستم قصد نقد و بررسی کردن و از اینجور بحث ها رو ندارم و فقط یه توضیح کوتاهی و یه جمله از کتاب رو مینویسم ، اول از همه یه کتاب داستانی کوتاه رو به پیشنهاد یکی از دوستام انتخاب کردم.

محبوب همه و روشنایی ها

اسم کتاب “محبوب همه و روشنایی ها” هست، اثری از آنتوان چخوف که به دست حسن جلالی، رضا همراه و عزیزالله سامان به فارسی ترجمه شده، کتابی که شامل ۶ داستان کوتاه و یه داستان طولانی تر نسبت به بقیه داستانهاست میشه.

داستانهای این کتاب کوتاه و جالب هستند داستان فرمانداری که با لباسی مبدل به یکی از منطقه های تحت فرمانرواییش میره، زندگی زنی زیبا و مهربون که تمام زندگیشو با عشق و دغدغه های معشوقه هاش میگذرونه، اولیای زیبا که با تلاش دوستانش به کسی که دوستش داره میرسه، داستان شبی در قبرستان، در شعبه پست، عذاب سال نو و داستان آخر داستان در روشنایی ها که به ۹ فصل تقسیم شده و داستان جالب و زیبایی داره.

جمله ای از کتاب که پشت کتاب هم نوشته شده :

وقتی کسی سودایی و شوریده، اندوهگین و تنها دریا را روبه روی خود تماشا می کند و یا منظره ای در نظرش شگفت می آید، همیشه فکر هایی حقیقی از این قبیل که زندگی می کند و خواهد مرد، به طور نا محصوص با غم و اندوهش در می آمیزد و به خاطر واکنش های عصبی همان وقت مدادی به دست میگیرد، برایش تفاوتی ندارد روی هرچه باشد سعی می کند نامش را بنویسید.

برچسب:  

خلاصه ای از سال ۱۳۹۴ سالی که گذشت! چجوری گذشت؟